دور شدن از تنگنای صنعت و غوغای شهر............وارهیدن از بلای سستی و بلوا و دهر
سعی برخورداری از آزادی و آسودگی ....................چاره سازی ملال و پوچی وبیهودگی
رستن از آلایش وفکروپلشتی های ذهن................پاکگشتن از غبارروح وزشتی های ذهن
باز برگشتن به دامان طبیعت شادمان........................زیستنی دلخواه در پردیسپربارجهان
تن سپردن بر نشاط موج در آغوش آب .....................جان گرفتن از نوازشهای گرم آفتاب
خوش غنودن در پناه آتشی یلد افروز.......................شاد خیزی با سبکبالان در آغاز روز
شادکام از رنگ و بوی رستنی های قشنگ..............مهرورزی با زمین وآسمان وآب وسنگ
شستن زنگار جان در چشمه مهتا ب و مه................. گسترش بخشیدن گنجینه های خاطره
گوش دادن برترنمهای روح افزای رود.................دل سپردن برنوای مرغکان خوش سرود
جستجوی فرصت آرامش فکروروان.......................سیردرآفاق وانفس کشف یاران جهان
بازدید از دیدنی ها و تماشای زمین.........................کنج دنجی برگزیدن در فراخنای زمین
غرق گشتن در سکوت دره های وهمناک .............گفت وگو باخلوت سرچشمه های بکروپاک
درک تنهائی در این گسترده نظم بیکران.....................حس آزادی جان ورستن ازقید وزمان
ره گشودن درمیان لشکر کولاک وبرف .......... انتخاب نقش خویش درصحنه ای پاک وشگرف
پیش رفتن در دل تاریکی و باران و باد......................خو گرفتن با محیط تند خوی خوش نهاد
آشنائی با عتاب و مهر همخوان فصول....................شاد خواری بخردانه بر سر خوان فصول
بهره مندی وجود زا نعمت هستی ناب..........................کامیابی دل از شادی وسر مستی ناب
لذت ازوضع وشگفت وحیرت افزای حیات.......................همسرائی با هم آوازان زیبای حیات
همنوائی با شبانان دلیر و ساده دل.................................همدلی با عاشقان ساده آزاده دل
همزبانی با یلان آگه درد آشنا.....................................همنشینی با دلاور یاوران همنوا
همنوردی با هم آوردان رنج و ماجرا..............................همرهی با راهیان پاکپوی اوجها
دوستیابی دربی آلایش ترین کنج سپهر.......................دست یابی بر شکوه سادگی و کنج مهر
کنجکاوی در زوایای شگرف و ژرف غار........................پا نهادن بر چکاد سر فرازکوهسار
دست یازیدن بر اوج دور از دست محال.........................پرگشودن درفضاهای فراسوی خیال
لذت مرگ و گریز از مرز مرگ و زندگی....................شادی از احساس نیرومندی و سرزندگی
آب دیدن در گداز آزمون فولاد وار .........................ناب گشتن لعل سان در بوته سختی وکار
کسی آگاهی بر ابعاد وجود خویشتن...........................سنجش کارآیی تاب وتوان جان و تن
آزمون زیستن در ورطه ناسازگار........................تکیه کردن بر توان خویش و همگامی یار
پایداری وشکیب از همنورد آموختن...........................توشه ای از آزمون وچیرگی اندوختن
بهره گیری از فداکاری و یاری و گذشت.................شوق رفتن تا رسیدن سرخوشی در بازگشت
بسط تحکیم اراده حفظ یارایی جان .............................با فراتر رفتن از محدوده ذهن وتوان
رهگشایی با روشهای نو ودشوارو بکر ....................اعتلای جسم وجان خویشتن با کاروفکر
تازگی و شور بخشیدن به سیر زندگی........................خلق ارزشهای نو در ورزش وپویندگی
شرح این حالات واحساسات شور انگیز و پاک ..............پاسخی باشد مگر بر پرسش اهل مغاک
که چه باشد زین تکاپو کوهنوردان را هدف؟...............در چه راهی مینمایند نیروی خود را تلف؟
یا دلیل این همه سعی و تلاش و رنج چیست ؟..........مقصد آیا جز شکار وکشف کان و گنج نیست؟
آری آری قصد ما صید است و کشف گنج و کان ...............اما نه آنسان که باشد پیشه سوداگران
قصد ما کوشش برای اعتلای زندگی است................سعی ما کشف شکارو لحظه های زندگیست
گنج ما اندوخته ای از یاری و مهرو وفاست.......... خاطرات دلکش و شادی خاطر کان ماست
کوهساران سنگر آزادی و آسودگیست ....................آخرین دژ در قبال یورش و آلودگیست
آیت پایندگی و مامن آزادگیست ................................منشا آبادی وخیر ونماد سادگیست
جایگاه پایداری نمودارو شکوه.............................مظهر زیبایی وسرچشمه پاکیست کوه
بر کنار از دشمنی وخشم وجنجال وجدال..................بی نیاز از داور و تشویق و سکوی مدال
عاری از نیرنگ و ترفند سازی و نا راستی ............فارغ از کین توزی و عاز و کژی وکاستی
کوهساران جای ناز پروردگان خام نیست..............ورزش کوه کار هر جویای کام و نام نیست
کوهنوردی ورزش وپالایش جا ن و تن است.........راه پیوستن به ما ورستن از عجب من است
این همه جان مایه از دامان کوه داریم ما................زین سبب شیدای کوهساریم وکوهیاریم ما
((محمد نوری))
با سپاس فراوان از محمد صبوری که این متن زیبا را ارسال کرده
سال 85 هم با تمام خوبي ها و بديهاش كم كم داره به پايان ميرسه . سالي كه گذشت براي من و همسرم سال بسيار بدي بود ولي در كنار همه بديهاش باعث شد تا من چيزهاي جديدي ياد بگيرم و با كوله باري از تجربه به استقبال سال جديد برم. زندگي هم مثل كوهنوردي
پر از فـــراز و نشــــيب و حــادثه ست اگر بي هدف جلو بري بجـــايي نميرسي و ره آوردي جز خستگي نداري . خيلي ها فقـــــط از دور به قله نگاه ميكنن و حتي جرات نميكنن بسمتش برن چون باور ندارن كه ميتونن به قله برسن اين جور افراد هميشه منتظر ن كه قله بــــياد و زير پاشـــون وايســـه، خيلي ها براي رسيــدن به قله موفقيت تلاش ميكنن ولي موفق نميشن چون درست در يك قدمي فتح قله دســت از صــعود ميكشـــن و برميگردن ، ولي فاتح واقــعي كسي كه حركت ميـكنه و جلو ميره از مشكلات راه هراسي نداره ، با هر زمــين خوردن انگـــيزه اي ميگــــيره براي بالا تر پريدن و درست در اوج خســـــتگي خودشو آماده ميكنه براي در آغوش گرفتن پيروزي چون ميدونه بعد از هر سختي راحتي وجود داره و ميدونه كه تا قله ديگه راهي نمونده ، ميره و ميره تا به قله ميرسه .
اميد وارم سال جديد براي همه مردم بويژه دوستان و همنوردان عزيزم سالي باشه سرشار از موفقيت وسربلندي و شادكامي و سالي باشه كه همگي موفق بشيم بلند ترين قله هاي زندگي را فتح كنيم. پيشاپيش سال نو را به همه تبريك ميگم و آرزو ميكنم سال 86 براي همه سال خوب و پرباري باشه .
![]()
![]()
![]()
روي اين آبي آرام بلند
![]()
![]()
![]()
چيست در خنده جام؟
![]()
نه به ابر،آب ، برگ
نه به اين آبي آرام بلند
![]()
![]()
![]()
![]()
رقص عطر گل يخ را با باد
![]()
صحبت چلچله ها را با صبح
نبض پاينده ي هستي را در گندم زار
گردش رنگ و طراوت را در گونه گل ، همه را ميشنوم
![]()
![]()
![]()
![]()
تك وتنها به تو مي انديشم
![]()
من به هر حال كه باشم به تو مي انديشم
![]()
تنها تو بدان
![]()
تو بمان با من ، تنها تو بمان
جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب ، من فداي تو
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
قصه ابر و هوا را تو بخوان
تو بمان با من تنها تو بمان
در دل ساغر هستي تو بجوش
من همين يك نفس از جرعه جانم باقيست
آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش ،تو بنوش
(فريدون مشيري)
بروي قله ها
تن از غبار تيرگي رها
بر آ چو جان تازه بر بلند خاك
هميشه
بر
فراز
هميشه
سر فراز
(فریدون مشیری)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

