تبليغاتX
سرخ كوه

بسم الله الرحمن الرحيم

 

يــا مـقلب الـقلوب و الا بـصار

 

 

يــا مـدبـر الـليل و الـنهـار

 

 

يــامـحول الـحول و الا حــوال

 

 

حـول حالـنا الـي احسـن الـحال 

 

پروردگارا  در اين سال جديد نعمت هاي خود را بر مردم اين سرزمين

ارزاني دار و ما را از  بيماري و فقر  حفظ كن . پروردگارا در سال جديد

به ما توفيق عبادت و بندگي خود را عطا فرما و ما را ياري فرما تا با

تكيه بر ذات لا يزالت در مسير رسيدن به اهداف و آرزوهايمان گام

برداريم پروردگارا درب الطاف بي كرانت را بروي مردم  پاك و نجيب اين

مرز و بوم باز كن و گره از مشكلاتمان بگشا و مرحمتي كن كه سال

 جديد براي همه ما سال پيروزي و سال شادكامي باشد. پروردگارا

از تو بخاطر تمامي الطافت سپاسگذاريم.

 

سال نو مبارك

 

حامد یغمایی در 85/12/29 3:2 | |

               

سال 85 هم با تمام خوبي ها و بديهاش كم كم داره به پايان ميرسه . سالي كه گذشت براي من و همسرم  سال بسيار بدي بود ولي در كنار همه بديهاش باعث شد تا من چيزهاي جديدي ياد بگيرم و با كوله باري از تجربه به استقبال سال جديد برم. زندگي هم مثل كوهنوردي

پر از فـــراز و نشــــيب و حــادثه ست اگر بي هدف جلو بري بجـــايي نميرسي و ره آوردي جز خستگي نداري . خيلي ها فقـــــط از دور به قله نگاه ميكنن و حتي جرات نميكنن بسمتش برن چون باور ندارن كه ميتونن به قله برسن اين جور افراد هميشه منتظر ن كه قله بــــياد و زير پاشـــون وايســـه، خيلي ها براي رسيــدن به قله موفقيت  تلاش ميكنن ولي موفق نميشن  چون درست در يك قدمي فتح قله دســت از صــعود ميكشـــن و برميگردن ، ولي فاتح واقــعي كسي كه حركت ميـكنه و جلو ميره از مشكلات راه هراسي نداره ، با هر زمــين خوردن انگـــيزه اي  ميگــــيره براي بالا تر پريدن و درست در اوج خســـــتگي  خودشو آماده ميكنه براي در آغوش گرفتن پيروزي چون ميدونه بعد از هر سختي  راحتي وجود داره و ميدونه كه تا قله ديگه راهي نمونده ، ميره و ميره تا به قله ميرسه .

اميد وارم سال جديد براي همه مردم بويژه دوستان و همنوردان عزيزم سالي باشه سرشار از موفقيت وسربلندي و شادكامي و سالي باشه كه همگي موفق بشيم بلند ترين قله هاي زندگي را فتح كنيم. پيشاپيش سال نو  را به همه تبريك ميگم و آرزو ميكنم سال 86 براي همه سال خوب و پرباري باشه .  

همه ميپرسند:چيست در زمزمه ي مبهم آب؟

چيست در همهمه دلكش برگ؟

چيست در بازي آب ابر سپيد؟

روي اين آبي آرام بلند

كه تورا ميبرد اينگونه به ژرفاي خيال؟

چيست در خلو ت خاموش كبوتر ها؟

چيست در كوشش بي حاصل موج؟

چيست در خنده جام؟

كه تو چندين ساعت مات و مبهوت به آن مي نگري؟!

نه به ابر،آب ، برگ

نه به اين آبي آرام بلند

نه به اين خلوت خاموش كبوتر ها

نه به اين آتش سوزنده كه لغزيده به جام

من به اين جمله نمي انديشـــــــــــــــــم

من منا جات در ختان را هنگام سحر

رقص عطر گل يخ را با باد

نفس پاك شقايق را در سينه ي كوه

صحبت چلچله ها را با صبح

نبض پاينده ي هستي را در گندم زار

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل ، همه را ميشنوم

ميبينم

من به اين جمله نمي انديشم

به تو مي انديشم

اي سرا پا همه خوبي

تك وتنها  به تو مي انديشم

همه وقت ،همه جا

من به هر حال كه باشم به تو مي انديشم

تو بدان اين را

تنها تو بدان

تو بيا

تو بمان با من ، تنها تو بمان

جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب ، من فداي تو

به جاي همه گلها تو بخند

اينك اين من كه به پاي تو در افتادم باز

ريسماني كن از آن موي دراز

تو بگير

تو ببند

تو بخواه

پاسخ چلچله ها را تو بگو

قصه ابر و هوا را تو بخوان

تو بمان با من تنها تو بمان

در دل ساغر هستي تو بجوش

من همين يك نفس از جرعه جانم باقيست

آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش ،تو بنوش        

                                                               (فريدون مشيري)

 

 

سال ۱۳۸۶ خورشیدی 

                                    

 

سال ابر مرد تاریخ پیش از اسلام

 

 

سال اولین بنیانگذار حقوق بشر

  

سال کورش کبیر    و سال اتحاد ملی 

  

   بر همگان مبارک

 

حامد یغمایی در 85/12/24 7:0 | |

 

، بر عكس خيلي ها كه از دوران خدمت سربازي  مينالند من از

سربازي كلي خاطره خوب دارم چون جاهايي خدمت كردم كه هميشه عاشق اين جور جاها بودم. بعد از آموزشي تقسيم شديم واز شانس خوب من افتادم آستارا و در گردنه حيران مشغول انجام خدمت شدم. اواخر خدمت سربازي من در پاسگاه مرزي" ونبين" واقع در ارتفاعات گردنه زيبا و باصفاي حيران بود. اين پاسگاه آخرين پاسگاه مرزي آستارا بود و بعد از اون پاسگاههاي استان اردبيل  شروع ميشد اين منطقه جزو ييلاغهاي زيباي آستارا محسوب ميشد وداراي آثار باستاني فراواني از دوران گذشته بود. روبروي پاسگاه و در حد مرزي ايران و كشور آذربايجان كوه بسيار زيبايي بود كه در سمت ايران ديواره هاي بسيار بلند و خطر ناكي داشت قله و خط الراس غربي اين كوه مرز مشترك بود . نام اين كوه برگرفته ازقلعه مخروبه اي كه در بالاي آن قرار داشت بود. نام اين قلعه "شين دان" است كه از زمان سرخ جامگان بجا مانده و يكي از قلعه هاي معروف" بابك خرمدين "بوده .

هميشه دوست داشتم از اين كوه بالا برم ولي بخاطر نداشتن تجهيزات كافي بي خيال ميشدم. تير ماه سال 81 بود و تنها يك ماه از خدمت سربازي من باقي مونده بود كه با بهترين دوست دوران سربازيم "جواد غلامي پرور دل را زديم به دريا و تصميم گرفتيم هر طور شده از اين كوه بالا بريم و قله را فتح كنيم چون ميدونستم كه بعد از سربازي ديگه هرگز نمي تونم  بسمت اين كوه بيام ،چرا كه هيچ غير نظامي اجازه نزديك شدن به اين منطقه مرزي را نداشت . با اجازه فرمانده و بمنظور گشت مرزي از پاسگاه زديم بيرون و بعد از  گذشتن از جنگل انبوه و پر شيبي كه در دامنه كوه قرار داشت رسيديم پاي ديواره اصلي وشروع كرديم به صعود ديواره . حمل اسلحه ازيك طرف و نداشتن كفش  مناسب و طناب وساير لوازم مورد نياز از طرفي ديگه،كارمون را خيلي سخت كرده بود و مجبور بوديم از مسيرهاي سبك و راحت صعود كنيم .بعد از حدود 4 ساعت تلاش نفس گير روي ديواره بالاخره من و جواد موفق شديم به قله برسيم  از خوشحالي داشتيم پر در مياورديم  چون موفق شده بوديم به جايي برسيم كه بخاطر قرار گرفتن در مرز و صعب العبور بودن پاي كمتر كسي تا آنروز به اونجا رسيده بود. وقتي از بالا به مسير صعودمون نگاه كردم متوجه شدم كار خيلي خطرناكي كرديم كه، با دست خالي، آمديم بالا و اگر مي خواستيم از همان مسير برگرديم ممكن بود حادثه ساز باشه . مسير فرود عوض شد و از روي خط الراس غربي كوه كه دقيقا روي نوار مرزي بود به سمت پايين حركت كرديم

مسير پايين آمدنمون خيلي سخت تر از بالا رفتنمون بود اما امن تر و باصفاتر بود. بعد از گذشتن از كنار ميله هاي مرزي ايران و جمهوري آذربايجان و مرغزار بسيار زيبايي كه در دامنه كوه بودبه  سمت پاسگاه بر گشتيم .

 

حامد یغمایی در 85/12/14 19:42 | |

صبح جمعه بهـمن ماه بود. من بهـمراه پيـمان رضايي و مهدي كارگشا و برادر پيمان (پژمان) و يكي از دوستان پيمان راهي چشمه خاك شديم هوا بســيار سرد بود وبرف زيادي تو كـوه بود و بسختي حركت ميكرديم مسـير بعد از بارش برف تقريبا بكر بود و ما اولين گروهي بوديم كه زده بوديم به كوه ، پيمان جلوتر از همه حركت ميكرد و برف كوبي ميكرد و ما از جـاي پاهاي پيـمان حركت ميكرديم وكارمون راحت بود  برف زيـاد سفت نبود ، كف  كفشهاي پژمان خيلي صاف بود و مدام زمين ميخورد و ما كلي به زمين خوردنش مي خـنديديم تا اينكه به چشـمه خاك رسـيديم وخواستـيم چادر بزنيم ولي چون  پيمان فراموش كرده بود ميخـهاي چادر را با خود ش بيـاره نتونستيم تو چادر بشينيم چون با كوچكترين حركت چادر جابجا مي شد و مجبور شديم چادر را جمع كنيم و روي برفها بشينيم بعد از خوردن صبحانه احساس كردم انگشــتهاي پام خيلي بي حس شده پاهام را از كفش در آوردم و بعد از خشك كردن كفش و جوراب كمي با آتيش گرمـشون كردم تا بحالت عادي برگشت هوا كمي گرم و قابل تحمل  شده بود. با مهدي كارگـشا مشغول سـاختن يك خونه برفي شديم، اين كار تا موقع ناهـار ما را مشغول كرد . ناهار جاتون خالي جوجه بود كـه پيمان زحمتشو كشيده بود بعد از خوردن ناهــار مشغول بازي  شديم البته همچنان روي زمين چون خونه برفي كه ساخته بوديـم فـقط بدرد شغالـها ميخورد كه شب ازش بعنوان مكان استفاده كـنن.

بعد از خوردن عصرونه تصميم گرفتـيم از روي خط الـراس بريم بسمت" كوه سرخه " واز اونجا بيايم پايين هوا سرد شده بود و برفـها يخ زده بود طوري كه من براحتي روي برفها راه ميرفتم ولي پيمان چون وزنش خيـلي زياد بود دائـم تو برف فرو ميرفت و پژمان هـم مثل صبح  كه داشـتيم ميامديم تند تند زمين ميخورد مسير شـيب زيادي داشت مهدي كارگشا كرامپونـهاشو باز كرد و به پژمان داد. تو مســير پيمان يك جاي توپ واسه سرسره بازي پيدا كرد و مشغول شديم به سرسره بازي با پيـشرفته ترين تجهيزات (پلاستيك پفك!) آنقدر سرگرم بازي بوديم كه نفهميديم كي غروب شد هوا زياد تاريك نبود ولي ادامه دادن مسير از روي كـوه خطرناك بود تصـميم گرفتيم از كوه بياييم  پايين  واز دره برگرديم  نزديكـيهاي خونه مصطفي گردويي بوديم كه من سر خوردم وداخل يك شكاف افتادم كه برف روي اون را پوشيده بود

تا گردن فرو رفته بودم و پام بد جوري گير كرده بود هر چي تقلا كردم نتونستم خودمو بيرون بكشم

پيـمان كه ديد من بد جوري خف خوردم آمد كمك و ومنو كشيد بيرون خدا را شـكر كردم چون اگه  مثل برنامه هاي قبل  تنها بودم احتمالا تا صـبح يخ زده بودم به راهمـون ادامه داديم تا رسيديم به شهرك گردو تا رسيدم خونه به جاي شنيدن خسته نباشيد كلي بد و بيراه از بابا و مامان شنـيدم نگاه  به ساعت كردم سـاعت ده و نيم شب بود و من  به خونه گفته بودم كه قبل از غروب  بر ميگردم و اونـها هم حسابي نگران شده بودن سريع رفتم و يك دوش آبگرم  گرفتم و شام خوردم و مشغول نوشتن اين خاطره در دفتر خاطراتم شدم  وبعد به خواب رفتم.

                        زمستان ۷۹
حامد یغمایی در 85/12/10 1:30 | |

برخي از دوستان خواسته بودن در مورد چگونگي رفتن به هفتاد قله توضيح بدم

بايد به عرض برسونم تا جايي كه من ميدونم براي رفتن به اكثر جاهاي 70 قله

نيازي به مجوز نداره مثل خير آباد ومشك آباد و انجدان ولي در اين منطقه دو محدوده

محصور وجود داره كه در اصطلاح بهش ميگن" محدوده امن " كه براي ورود به

اين 2 محدوده نياز به اخذ مجوز از" سازمان محيط زيست استان" داره

اين دو محدوده در مجموع شامل 20% كل منطقه را در بر گرفته .

محدوده امن شمالي شامل:ارتفاعات هفتاد قله، بر آفتاب، دره هاي معروف

چكاب، سيبك،بزندر كه بدليل موقعيت خوب زيست محيطي و فراواني علوفه و امنيت

بالا زيستگاه زمستاني جانوران كوه زي مثل كل و بز و ميش و پلنگ است.

 

محدوده امن جنوبي شامل: ارتفاعات حر، لته در ، سله بهر، وابسر ميباشد و

بدليل شرايط خوب و دارا بودن چشمه هاي فراوان زيستگاه ييلاقي وحوش

منطقه بحساب مياد.بجز دو محدوده فوق شما ميتونيد به راحتي به بقيه نقاط اين

منطقه بريد و از

زيبايي هاي اين منطقه لذت ببريد البته بايد بگم شكار و تخريب محيط زيست و چراي

دام در تمامي نقاط اين منطقه ممنوع است.راستي يادتون باشه اگر به اين منطقه

رفتيد  آب به اندازه كافي برداريد در ضمن پيشنهاد ميكنم برنامتون را جوري

تنظيم كنيد كه مجبور به شب ماني تو منطقه نشيد مخصوصا در فصل زمستون

اگر هم نظر منو بخواهيد بيشتر بريد سمت خير آباد و انجدان چون هم با صفا ترن

هم كوهها و غارهاي توپي دارن.رفتيد جاي مارا هم خالي كنيد

 

حامد یغمایی در 85/12/09 1:30 | |

هفتاد قله كجاست؟(بخش دوم)

((تنوع جانوري منطقه حفاظت شده هفتاد قله))

فون منطقه حفاظت شده هفتاد قله از لحاظ بي مهرگان مورد پژوهش و مطالعه قرار نگرفته است هر چند بي مهرگان زيادي در اين منطقه به وضوح قابل رويت است . قسمت اعظم بي مهرگان منطقه را بند پايان ،بويژه حشرات تشكيل مي

دهند .در ميان بند پايان گونه هاي از عقربها ورطيلها ديده مي شود.

فون مهره داران منطقه حفاظت شده هفتاد قله شامل ماهيان ،دو زيستان،خزندگان ،پرندگان و پستانداران است.

تاكنون هيچ مطالعه مستقلي در خصوص وضعيت ماهيان ،دوزيستان و خزندگان موجود دراين منطقه انجام نشده .دو زيستان منطقه را گونه هايي از قورباغه ها و وزغ ها تشكيل مي دهند كه در آبهاي راكد و چشمه هاي موجوددر منطقه يافت مي شوند.

((خزندگان منطقه حفاظت شده هفتاد قله))

شرايط اقليمي خشك وپوشش گياهي مننطقه محيط مناسبي براي زيست انواع خزندگان ميباشد،از راسته لاكپشت ها يك گونه" لاكپشت مهميزدار"در دشتها و دامنه هاي اين منطقه زندگي ميكند. راسته" سوسمارها" شامل 8 خانواده و 112 گونه در ايران هستند و بجز لوس مار و بزمجه بقيه نام فارسي ندارند و آنها را سوسمار يا مارمولك مي نامند كه از اين راسته چند گونه در اين منطقه وجود دارند.

 

راسته" مارها" در ايران از 7 خانواده كه شامل 63 گونه خشكزي و 9 گونه دريايي

تشكيل شده است در اين منطقه تا كنون هيچ مطالعه اي در باره مارها انجام نشده اما برخي از مارها در منطقه  شناسايي شده كه عبارتند ازمارهاي قيطاني(غير سمي) ،

شتري(غير سمي) ، گورخري(غير سمي) ، تيرك مار(غير سمي) ، افعي سوسن(نيمه سمي) ، افعي پلنگي(نيمه سمي) ، تير مار(نيمه سمي) ، مارجعفري(سمي) ، گرزه مار يا افعي ايران (سمي).

((پرندگان منطقه حفاظت شده هفتاد قله))

از 502 گونه پرنده شناسايي  شده در ايران 72 گونه در اين منطقه شناسايي

شده اند. بدليل نز ديكي منطقه با تالاب ميقان و دارا بودن عوامل اصلي نيازهاي

زيستي پرندگان همواره اين منطقه پذيراي پرندگان مهاجرو جوجه آور بوده كه علاوه بر پرندگان بومي جمعيت بسياري از پرندگان مهاجر در فصل بهار و پاييز

در خود جاي ميدهد كه نام برخي از آنها عبارتست از : عقاب طلايي ، دليجه ،

هما ، شاهين ، سار گپه ، جغد كوچك  گونه هايي از خانواده  چكاوك و چلچله

سينه سرخ ، بلبل ،سهره ،هدهد ، داركوب ، گونه هايي از خانواده كلاغها،

كبك ، تيهو ، بلدر چين و كبوتر جنگلي .

((پستانداران منطقه حفاظت شده هفتاد قله))

تاكنون 4000 گونه از 20 راسته پستانداران در جهان شناسايي شده كه در ايران بالغ بر 160 گونه از 10 راسته وجود دارد . پستانداران منطقه هفتاد قله اگر چه از گونه هاي استثنايي محسوب نمي شوند ولي زيستگاه بسيار ارزشمندي را در اختيار دارند كه براي  زندگي پستانداران بزرگ و بومي ايران كه در مناطق استپي مركز ايران زيست مي نمايند بسيار مناسب است. برخي از گوشتخواران

كه از جايگاه والايي در راس هرم غذايي بر خوردارند و همچنين پستانداران بزرگ علفخوار از مهمترين بخش  حيات وحشي هستند كه در اين منطقه زندگي مي كنند . بطور كلي پستانداراني كه در اين منطقه زندگي ميكنند عبارتند از :

گرگ ، شغال ، روباه ، كفتار ، گربه وحشي ، پلنگ ، گوركن ، خرگوش ، خارپشت ، تشي(جوجه تيغي) ، گراز ، آهو ، كل و بز ، قوچ و ميش .از ميان

جانوران فوق كل و بز و گراز و آهو  آسان تر از سايرين ديده ميشوند.

لازم به ذكر است در گذشته نه چندان دور" يوزپلنگ و كاراكال" نيز در اين منطقه مي زيسته اند كه متاسفانه بعلت برخي عوامل مثل شكار بي رويه و... از بين رفته اند.

((كوههاي مهم منطقه))

نام كوه                                                  ارتفاع به متر

برف شاه                                                      2993

قنقال                                                           2865

برآفتاب(لته در)                                            2800

سله بهر                                                       2742

هفتاد قله                                                      2732

آبسر                                                              2689

برآفتاب(عيسي آباد)                                     2639

برآفتاب حسن                                               2554

قره گوني                                                       2455

كوه انجدان                                                     2316

تخته زرد                                                         2269

كوه ازنا                                                           2225

كوه قادر                                                         2185

نثار حر                                                            2170

بزندر                                                               2159

 

 

منبع كتاب منطقه حفاظت شده هفتاد قله

(اداره كل حفاظت محيط زيست استان مركزي)

اميد وارم  مطالبي كه ارائه شد مورد استفاده  دوستداران و علاقمندان

طبيعت قرار بگيره ويادمون نره كه زيباييهاي طبيعت فقط براي ما نيست

و همگي وظيفه داريم درحفظ آن بكوشيم تا نسلهاي آينده هم بتونن ازش

لذت ببرن .

 

حامد یغمایی در 85/12/04 20:10 | |

از آنجايي كه تصميم گرفتم وبلاگم منحصرا مختص خاطرات نباشه از اين پس بخشي را هم به معرفي مناطق تفريحي و گردشگاههاي حومه اراك اختصاص ميدهم كه در اولين بخش از اين موضوع به بررسي منطقه هفتاد قله مي پردازم، اميد وارم كه مورد توجه دوستداران و علا قه مندان طبيعت قرار بگيره.

 

هفتاد قله كجاست؟

منطقه حفاظت شده هفتاد قله كه نام خود را از كوهي بهمين نام بر گرفته يكي از بهترين زيستگاههاي حيات وحش ايران است كه داراي عناصر و ارزشهاي منحصر

بفردي است . اين منطقه از نظر مكاني در  فاصله 25 كيلومتري شرق اراك،30 كيلومتري شمال خمين،15 كيلومتري شمال غرب محلات و35 كيلو متري شمال غرب دليجان قرار گرفته. از نظر جغرافيايي محدوده ايست به وسعت 81125  شامل كوهستان و دشت كه از ديربازيكي از شكار گاههاي سلاطين بوده. اين منطقه از پيكره اي كوهستاني كه در گستره اي از دشتها و تپه ها قرار گرفته تشكيل شده،بلند ترين قله اين منطقه كوه" برف شاه" ميباشد كه ارتفاع آن 2993 متراست. هيچ رود

خانه دايمي در اين منطقه  جريان ندارد وهمواره كمبود آب را ميتوان در آنجا احساس كرد. منابع تامين آب حيات وحش اين منطقه غالبا سنگابها و چشمه ها مي باشند .از مهمترين چشمه هاي اين منطقه چشمه چكاب در انتهاي دره چكاب وچشمه سيبك در دامنه كوه سيبك مي باشد كه در چند سال اخير باز سازي شده و هم اكنون تا مين كننده آب مورد نياز حيات وحش منطقه مي باشد و از ارزش و اهميت زيادي برخوردار است. .........

 

 

 

 

((سكونتگاههاي موجود وراههاي ارتباطي منطقه))

همانتور كه در پست قبلي گفته شد منطقه" هفتاد قله"بين چهار شهر بزرگ اراك،

خمين،محلات و دليجان واقع شده نزديكي اين منطقه به مركز استان و ديگر شهر ها

همچنين وجود آن در كنار بزرگراه اراك- تهران موقعيت مناسبي را براي اين منطقه فراهم كرده تا ارزشها و گردشگاههاي خود را در تمامي سال به علا قمندان طبيعت

عرضه نمايد. علاوه بر 4 شهر فوق تعداد 20 روستا در داخل و حاشيه منطقه قرار گرفته كه بعد از انقلاب توسعه و گسترش زيادي يافته اند. روستاهاي عمروآباد،لته در ،وقلعه مشك آباد و خير آباد در داخل منطقه و بقيه روستا ها در مرز يا حاشيه آن قرار گرفته اند كه مهمترين آنها عبارتند از روستاهاي:ابراهيم آباد،امان آباد،انجدان و كارچان.

اين منطقه از شمال و شمال غربي در مسير بزرگراه اراك - تهران قرار گرفته و از اين طريق شهر هاي اراك و قم به آن دسترسي دارند . در جاده اراك- خمين در محل دو راهي امان آباد از طريق جاده اسفالته فرعي به سمت انجدان و در نهايت به منطقه منتهي ميشود. شهر محلات از طريق جاده آبگرم و خورهه و شهر دليجان از طريق جاده دودهك- خورهه به اين منطقه دسترسي دارند متاسفانه اين امر باعث شده اين منطقه براحتي در دسترس عموم از جمله صيادان قرار گيرد ....... (ادامه دارد)

 

 

 

 

پوشش گياهي

در بررسي هاي بعمل آمده در اين منطقه 205گونه از گياهان شناسايي شده .اين گونه ها به 153 جنس از 41 خانواده تعلق دارند . بيشترين تنوع گونه اي به ترتيب

مربوط به خانواده هاي  كاسني،نعناع،شب بو،گندميان،چتريان،پروانه آسا،ميخك ،گاوزبان،لاله،ميمون و آلاله مي باشند.  بر اساس تقسيم بندي اقليمي بخش عمده منطقه در اقليم استپي سرد قرار دارد وجامعه گياهي مشخص آن جامعه استپي

درمنه و گون است.بيشتر گياهان بومي منطقه بدليل شرايط اقليمي به ويژه ميزان كم بارندگي بوته اي ، علفي و تعداد كمي درختچه اي هستند. برخي از گياهان موجود در منطقه در اصطلاح مهاجم ميباشند كه در زمينهايي كه پوشش اصلي گياهي خود را از دست داده اند رشد و نمو نموده اند كه مهمترين آنها عبارتند از چوبك،گون،كنگر ،شيرين بيان، ورك،اسفندوسنبلهء ارغواني. گروهي از گياهان موجود در منطقه نيز داراي خواص درماني مي باشند كه مهمترين آنها  كاكوتي،شيرين بيان،خاكشير، ريواس ، شرير ، شاتره و... هستند كه از جمله گيا هان دارويي و معطر شناخته شده منطقه هفتاد قله نيز ميباشند.

 

 

.در پستهاي بعدي در مورد كوههاي مهم منطقه ، پوشش و تركيبات گياهي،تنوع جانوري (پستانداران ،پرندگان،خزندگان) به تفضيل خواهيم پرداخت.

    

                                                                        

 

 

حامد یغمایی در 85/12/02 12:30 | |

اواخر ترم دوم بود ومدتها بود جاي خاصي نرفته بوديم مصطفي و ا بي پيشنهاد يك برنامه كوه را دادند كه با موافقت من وبقيه اعضاي گروه قطعي شد و شروع كرديم به برنامه ريزي،  فرداي آنروز با مصطفي و بهروز و ا بي آمديم اراك و مقداري از وسايل كوهنوردي خودم را برداشتم و بر گشتيم ساوه و 2 روز بعد بهمراه تمامي اعضاي تيم راهي تهران شديم . يادمه روز 4 شنبه  اول خرداد سال 79 بود ، بعد از انجام هماهنگيهاي لازم بچه هاي تهران رفتند خونه و ما ها كه شهرستاني بوديم رفتيم رود هن خونه مصطفي مسلمي ودر اونجا حسابي از ما پذيرايي كردند و تا نيمه شب گفتيم و خنديديم.

صبح علارغم اينكه شب قبل كم خوابيده بوديم  همگي  سرحال بوديم و پس خوردن صبحانه اي

مفصل به تهران بر گشتيم ،ابي و محسن  در تجريش منتظر ما بودند اونها را سوار كرديم و رفتيم دربند تمام گروه حاضر و آماده شده بودند.

اعضاي گروه عبارت بودند: مصطفي مسلمي (رودهن) – بهروز عليمرادي و محسن (تهران)- حسين جونيان (ساري)- مجتبي رضايي نسب (خرم آباد) – سيد رضا موسوي (ساوه) و ابي(همدان)

از دربند  بسيار آهسته وتفريح كنان  حركت را شروع كرديم و رفتيم تا آبشار دوقلو ودر همانجا نشستيم و بعد از صرف ناهار به راهمون ادامه داديم تا به پناهگاه شير پلا رسيديم و قرار شد شب همونجا بمونيم بچه ها ميخواستن شب را داخل پناهگاه بخوابن ولي من دوست داشتم شب را در فضاي آزاد بخوابم . با اصرار من بچه ها قبول كردن كه همگي بيرون بخوابيم بالاتر از

پناهگاه كنار آبراه سيماني اردو زديم وبعد از شام خوابيديم حوالي ساعت 2 شب بود كه هوا خيلي  سرد شد و از سرما  من و  بهروز و حسين و مصطفي از خواب بيدار شديم با زحمت زياد مقداري چوب پيدا كرديم و آتيش روشن كرديم ، من بارها در كوههاي اراك بدون چادر و حتي كيسه خواب در فضاي باز خوابيده بودم ولي بخاطر اينكه مدتي در آب و هواي گرم ساوه زندگي كرده بودم بدنم در برابر سرما ضعيف شده بود آنشب تا صبح خوابمون نرفت و صبح زود در حالي كه خيلي خسته بوديم بسمت قله توچال حركت كرديم هر چه بيشتر به قله نزديك ميشديم از سرعتمون كم و به خستگيمون افزوده ميشد نزديكي هاي قله برف زيادي روي زمين بود وبخاطر گرم شدن هوا آب انداخته بود   ، حوالي ساعت 11 بود و سر من بطرز عجيبي درد گرفته بود و پلكام سنگين شده بود و فقط دوست داشتم بخوابم تا قله راهي نمونده بود با هر زوري كه بود  خودمو تا  نزديكي قله رسوندم  حدود 100متر بيشتر به قله نمونده بود كه ديدم اصلا نميتونم سر پا وايسم  به بچه ها گفتم كه برن  قله و زود برگردن مصطفي و ابي و سيد رضا سريع رفتن روي قله و با چند تا قرص استامينيفون برگشتن 2 تا قرص خوردم و يك چرت نيم ساعته  روي برفها زدم سردردم كمتر شده بود ولي هنوز پلكهام سنگين بود دلم ميخواست برم قله را بزنم ولي اصلا حسش نبود ،بسمت پايين كوه حركت كرديم و نزديك يك چشمه كه آب خيلي سردي داشت ناهار خورديم و بعد از كمي استراحت براهمون ادامه داديم

واز كوه پايين آمديم خورشيد داشت غروب ميكرد كه ما رسيده بوديم دربند . بهروز و محسن رفتن خونه و ما بسمت ساوه برگشتيم خيلي بهمون خوش گذشته بود فقط من بد شانس

بخاطر سردرد در يك قدمي قله ضد حال خورده بودم

حامد یغمایی در 85/12/02 3:24 | |

سال 78 با قبولي من در دانشگاه ساوه و كورش در شهر مجلسي وسربازي رفتن وحيد وايمان ومهدي و علي جودكي  گروه كوهنوردي محله تعطيل شد و هر كي دنبال كار خودش واز آن به بعد پيش نيا مد كه گروهمون دور هم جمع بشه .

در ساوه كار من شده بود درس خوندن و خماري كشيدن البته خماري كوه. ساوه هم كه خدا بده بركت شهري بود كوچك ، كويري ودلگير واز همه مهمتر  فاقد كوه . تا چشم كار مي كردهمش  دشت بود و مزرعه و براي من كه با مناطق هموار اصلا حال نمي كنم خسته كننده بود  البته در دوردستها كوههايي ديده مي شد يك سري كوه خشك وبي آب وعلف كه به گفته خود اهالي ارزش صعود نداشت.

 

. در خوابگاه ودانشگاه  بجز من چند تااز بچه ها خيلي اهل گل وگشت بودن و از اونجايي كه خدا هميشه در وتخته را با هم ست مي كنه خوردن به پست ما، بچه هاي  بسيار با صفا وبسيار خاكي از شهرهاي تهران،ساري،همدان،خرم آباد و ساوه . با اونها تشكيل يك گروه  داديم و كارمون شد گشت و گذار و متاسفانه اين كار باعث شد اكثرمون ترم اول گند بزنيم.

 

حامد یغمایی در 85/12/01 23:8 | |

تابستان 78 تمام شده بود روزشنبه سوم مهر ماه بود  ه بود وقبل از رفتن به ساوه تصميم گرفتم يك بار ديگه بزنم بيرون از بين همه بچه ها فقط مهدي و علي  را پيدا كردم صبح زود از خونه زديم بيرون ورفتيم ميدان امام و از آنجا با ماشين رفتيم پل دو آب وپياده تا اسكون رفتيم يك جاي ساكت و با صفا پيدا كرديم ونشستيم بر عكس هميشه آنروز خيلي هوا دلگير بود ما سه تا هم كه يكي از يكي گرفته تر بوديم ،من جدا از علي و مهدي زير يك درخت سنجد بزرگ نشسته بودم و به لجور نگاه مي كردم  وهايده گوش ميكردم و يادم نيست كدوم آهنگش بود ولي از كاست

"گل سنگم"بود كه ا زش خيلي خاطره داشتم . خيلي دوست داشتم بزنم به كوه و يك بار ديگه

از لجور برم بالا و روي قله اش قدم بزنم و از اون بالا مناظر اطراف را نگاه كنم اما اصلا حسش نبود .رفتم پيش بچه ها ديدم هر دوتايي گرفتن خوابيدن حوصله ام سر رفته بود، رفتم تو آب

ولي حس آبتني هم نداشتم آمدم بيرون و گرفتم خوابيدم پيش بچه ها، بعد از ظهر واسه ناهار بلند شدم با بي ميلي  كمي غذا خوردم وبعد از گرفتن چند عكس يادگاري برگشتيم آمديم خونه . آنروز دلگير ترين روزي بود كه در تمام اون سالها داشتم نميدونم آ نروز چه مرگمون بود .

 

حامد یغمایی در 85/12/01 3:17 | |
 
business articles